تو می گویی اولین چیزی که نشانه ی بزرگ شدن آدم است اینست که" بپذیری تنهایی".
می دانم،ولی بعضی ها گاهی تنها با یک کلام بدجوری تنهایی ات را به تو اثبات می کنند.
می دانم،ولی آدم است دیگر،دلش نمی خواهد بپذیرد که هیچ وقت کسی را برای خودش نخواهد داشت.
پی نوشت 1:
نه اميدي در دل من که گشايد مشکل من
نه فروغ روي مهي که فروزد محفل من
نه همزبان دردآگاهي که نالهاي خرد با آهي
داد از اين بيدرديها
" خدايا "
نه صفايي ز دمسازي به جام مي
که گرد غم ز دل شويد
که بگويم راز پنهان، که چه دردي دارم بر جان
واي از اين بي همرازي
" خدايا "...
پی نوشت 2:تازگی ها دوره تناوب حس تنهایی ام بیش از پیش و دامنه اش بزرگ تر شده.اذیت می شوم، ولی تمایل هم ندارم که کسی مرا از تنهایی در آورد.
۱۳۸۶ دی ۳۰, یکشنبه
تنهايي
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
7 comments:
سلاااام!
مبارکه D:
این شعرا از کیان؟ اولیش توش فروغ داره، شاید از فروغ باشه ?-:
یه پیشنهاد دارم: با یه فونتی بنویس که راحتتر بشه خوند، و بزرگتر هم بنویس لطفاً.
(عجب خوانندهی پررویی!)
به به ، میگم الا تو هم دیگه قاطی وبلاگ نویسا شدی P: ، نامرد مگه قرار نبود با هم یه وبلاگ پت ومت بزنیم (: حالا رفتی وبلاگ خفن زدی، بابا یکم جک بذارتو وبلاگت بخندیم((:
آخجووووووون!وبلاگ!کامنت!:دی
نه اینکه فکر کنی من الافما ولی زیاد زیاد پست بذار حوصله مون سر نره!:دی
مرسی!!!
منیر جون جوک هام واسسه تو که تکراری میشه،چون همه ی جوک هامو از تو شنیدم!
به عباس: نه،نمی دونم از کیه،من آهنگشو شنیدم.
دوست می دارم نکوهندگان بزرگ را،
چرا که ستایندگان بزرگ اند.
(نیچه)
دلم تنگ شده برات عزیز دل...
به ناشناس:
منم:)
آخه چطوری توقع داری وقتی ناشناس می آی،بشناسمت؟!
(اینو خیلی وقت بود می خواستم بگما،ولی کامنت بلاگ اسپات خراب بود:D)
دوست دارم عزیزم...
ارسال یک نظر