۱۳۸۷ فروردین ۱۵, پنجشنبه



رفتار عربان پس از فتح ایران
"خشونت و قساوت عرب نسبت به مغلوب شدگان بی اندازه بود.بنی امیه که عصبیت عربی را فراموش نکرده بودند، حکومت خود را بر اصل "سیادت عرب" نهاده بودند.عرب با خودپسندی کودکانه ای که در هر فاتحی هست مسلمانان دیگر را "موالی" یا "بندگان" خویش می خواند.تحقیر و ناسزایی که در این نام ناروا وجود داشت، کافی بود که همواره ایرانیان را نسبت به عرب بدخواه و کینه توز نگه دارد.اما حدود و قیود جبارانه ای که بر آنها تحمیل می شد این کینه و نفرت را موجه تر می کرد.بیداد و فشار دستگاه حکومت سخت مایه ی نگرانی مردم بود.نظام حکومت اشرافی بنی امیه، آزادگان و نژادگان اصیل ایرانی را مانند بندگان درم خرید از تمام حقوق و شئون مدنی و اجتماعی محروم می داشت...مولی نمی توانست به هیچ کار آبرومند بپردازد.حق نداشت سلاح بسازد و بر اسب بنشیند[عمال عرب موالی را پیاده به جنگ می بردند و از غنائم نیز به آنها بهره ای نمی دادند].حکومت و قضا مخصوص عرب بود.
نعمت ها و اموال توانگران را تاراج کردند و غنایم و انفال نام نهادند.دختران و زنان ایرانی را در بازار مدینه فروختند و سبایا و اسرا خواندند.از پیشه وران و برزگران که دین مسلمانی را نپذیرفتند باج و ساوگران به زور گرفتند و جزیه نام نهادند.همه ی این کارها را عریان در سایه شمشیر و تازیانه انجام دادند.
کار عمده ی آنها غزو و جهاد بود، اما در این کار مقصود آنها پیشرفت دین نبود.این کار را فقط به منظور غارت و استفاده پیش گرفته بودند.
جزیه مالیات سرانه و خراج مالیات ارضی بود که ذمی ها که مادام مسلمان نشده بودند طبق قوانین خاضی باید بپردازند.چون رفته رفته میزان این مالیات ها بالا رفت و قدرت پرداخت مردم نقصان می یفت،ذمی ها برای آنکه از پرداخت این باج ها آسوده شوند اسلام می آوردند.حجاج برای آنکه "عواید بیت المال اسلام" نقصان نپذیرد فرمان داد که از نومسلمان ها همچنان به زور جزیه بستانند.
روحانیون بصره از این رفتار او به ستوه آمدند و بر خواری اسلام گریستند"
*دو قرن سکوت،عبدالحسین زرین کوب
پی نوشت:پذیرفتن حمله به ایران که در زمان عمر اتفاق افتاد،برای اعراب در ابتدا بسیار سنگین بود.زیرا از قدرت و شکوه ایران بیم بسیار داشتند.خلیفه به منبر رفت و گفت خدا شما را گنج خسروان وعده داده،برخیزید و با فرس جنگ را ساز کنید.
پی نوشت2:این شیوه ای نبود که پیامبر به آنها آموخته بود،نمونه اش مخالفت صریح پیامبر با تبعیض نژادیست.

2 comments:

ناشناس گفت...

بنویس دیگه، کجایی پس ؟

Elahe گفت...

چشم;)