یک نفر مطلبی رو همخوان کرده درباره ی سوال ها و طرز فکر احمقانه ی مردم که گیاه خواران باید با آنها سر و کله بزنند. متن کمی حالت طنز داره، اما برای من همه اش خاطره س! نوع برخورد اطرافیان با دوستان گیاه خواراشان خیلی خیلی شبیه برخورد دوستان ایرانی با کسی بود که اعتقادات مذهبی/معنوی/ غیر ایتیئیستی داشت.
- تو فکر می کنی از ما بهتری؟
-اگه در حال مرگ باشی، گوشت حرام می خوری؟
- منم یه زمانی به این چیزا اعتفاد داشتم
- چه جوری دعوت یکی رو برای نوشیدنی الکلی رد کنی که ناراحت نشه
- این پیش فرض که تو داری زندگی تو هدر می دی.
-دوستانی که از سر دلسوزی سعی می کنن با محبت تو رو هدایت کنن!
...
البته خوشبختانه من مدت هاست دیگه تو همچین جمع هایی نیستم و دیگه این موضوع هم اهمیتش برام کم شده. ولی اون ماه های اول که پایت را از کشور بیرون گذاشتی و هزار تا مشکل داری که باید بهشون رسیدگی کنی، این برخوردها خیلی انرژی از آدم تلف می کرد.
پ.ن : این که این نوع برخورد مختص ایرانی ها نیست و غیر ایرانی ها هم در موضوعاتی مثل گیاه خواری مشابه اش رو تجربه می کنند به نوعی برایم خوشحال کننده بود!
3 comments:
:-))) آفرین بنویس. :-پی
این وبلاگت جه بی استعداده هنوز منو نمیشناسه.
:)) آره وبلاگم بی استعداده!
ارسال یک نظر