۱۳۹۰ شهریور ۷, دوشنبه

وارونگی

کسی -که فکر می کنم توکا باشد - خیلی پیش نوشته بود که دیدن آدمها برایش دوره تناوب دارد. مثلا کسی را باید ماهی یک بار ببیند و توضیح داده بود که این ماهی یکبار شاید کم باشد، ولی لازم است و اگر او را نبیند یک چیزی کم است.
من هم کم و بیش همین طور هستم. آدم های سالی یک بار، ماهی، هفته ای، روزی یک بار دارم. اما دردم اینست که هیچ کس سر جای خودش نیست. آدم های سالی یک بار ام را هر ساعت می بینم، آدم های روزی یک بار ام را، به امید دیدن سالی یک بار...

2 comments:

شبنم گفت...

خیلی خوب می نویسی همونطوری که قبلا فکر می کردم اگر وبلاگ داشته باشی خواهی بود ولی شما خیلی بی جا فکر می کنی که من آدم هر سال یکبارت هستم! عجبا!

Elahe گفت...

بابا آدم سالی یک بار ام کلی واسه خودش مهمه!:دی